حافظ موسوی در "کتاب دوشنبه ها"           ششمین سفر فرهنگی دفتر شعر جوان در سال 89           هشتمين شماره «فصلنامه نقد ادبی» منتشر شد           «تاريخ ادبيات معاصر انگلستان» تحليل مي‌شود           شعر معاصر شمس لنگرودی           مرحله ی اول داوری کتاب سال شعر جوان به زودی آغاز می شود           دانشنامه نظامی در گنجه تالیف مي‌شود           جايزه جشنواره كتاب بروكلين در انتظار جان اشبري           جوان ترین شاعر زن عرب جایزه «ردودلفو جنتیلی» را برد         
 
  PoetryOffice.ir دفتر شعر جوان |  گزارش چهارمین نشست از سلسله جلسات چارسوی شعر صفحه اول > ليست اخبار > نمايش خبر


گزارش چهارمین نشست از سلسله جلسات چارسوی شعر



 

 

 

 چهارمین نشست از سلسله جلسات چارسوی شعر با حضور شمس لنگرودی در روز دوشنبه 31 خرداد ماه  1389 در محل دفترشعرجوان برگزار شد. در ابتدای این نشست که به موضوع "پرسش های شعر امروز"  اختصاص داشت ، خانم ریحان ریحانی مجری برنامه پس از مقدمه ای کوتاه به معرفی شمس لنگرودی پرداخت و سپس با طرح پرسشی بنیادین پیرامون هستی ، چیستی و کارکرد شعر در جهان امروز، فضای  جلسه را برای ورود به مباحثی جدی درباره شعر امروز ایران آماده کرد. شمس لنگرودی در پاسخ به اولین پرسش ،چنین گفت : برای بازشدن مطلب بگذارید ریشه ای به موضوع نگاه کنیم.درتاریخ ازابتداسه جریان به مرورپدید آمدوبعدها برآن ها این نام هاگذاشته شد:1-فیلسوف 2-سیاستمدار3-هنرمند که هرکدام جریان خودرا پیگیری می کردند.فیلسوفان درجستجوی معنای زندگی بودند وسیاستمداران خواهان قدرت ومدیریت اما هنرمندان خواهان تغییرنبودند.نمی خواستند نظام درست کنند .آن ها به دنبال حیرت خودازهستی بودند. به عنوان زیبای کتاب سهراب سپهری دقت کنید:ماهیچ،مانگاه .تجلی این گونه نگرش به هستی است.

شمس لنگرودی درادامه به رابطه هنرمند وناخودآگاه پرداخت." هنرمندباناخودآگاه اش درارتباط است.هرانسانی کمتردرزنگی به چیزهایی که می خواهد می رسد.درواقع به آن بخشی که نمی رسد ، این گونه نیست که ازبین برود،بلکه درناخودآگاه اش می ماندودرخواب یا درهنرمتجلی می شود:تمام آن عشق ها،رویا هاورنج ها.شعررادرواقع به قول آندره ژید،جنون دیکته می کند اما عقل می نویسد.جنون را این جابه معنی ازهم گسیختگی نظام بایدفرض کرد.هنرودراین بحث شعر،شکل تشکل یافته رویاست.

شمس لنگرودی درپاسخ به موضوع  دهه بندی کردن شعرتوضیح داد که اولین کسی که شعررادهه بندی کردآقای محمدحقوقی بود که منظوراو این نبود که جریان شعری هرده سال عوض می شود،بلکه مراد اواین بود که نیمادرده سال اول کاری خود یاشاملودرده سال دوم کارخود چگونه بوده است.بعدها شاعران خودراتقسیم بندی کردند.شمس لنگرودی افزود:مگرمی شود زندگی رادهه بندی کرد؟

پرسش بعدی دراین جلسه، درباره  ی دستاوردهای دهه پس ازچهل وهفتادبود که آقای لنگرودی باپرهیزدادن درسوگیری درپرسش وپیش داوری،این گونه پاسخ داد:دردهه پنجاه ،ده جورجریان شعری وجودداشت.ازشعرموج نوگرفته تاشعراجتماعی وسمبولیک وچریکی.شعردهه هفتاد ،خانه تکانی شعرایران بود،مانندشعرنسل بیت درآمریکا.شعردهه هفتاد رویگردانی درستی نسبت به زیبایی شناسی بودکه درشعرایران گم شده بود.فخامت وسمبولیسمی غیرضروری درشعرایران وجودداشت.البته شعرخوب،فارغ ازهردهه ای،شعری ست که به مروربه بدنه ی شعرخوان جامعه نفوذکند،اگرنتوانست تعارف است.

شمس لنگرودی درادامه افزود:درزمینه ی هنرازجمله شعرتاقبل ازمدرنیته درغرب یاقبل ازمشروطه درایران شاعران اول در دربار بعد درخانقاه وبعددرقهوه خانه ها هنرخودرا ارائه می کردند.اما بعدازمدرنیته درغرب (به دلیل صنعت چاپ )وبعدازمشروطه درایران هنردوپاره می شود.یک گروه ازشاعران نیازبه این نمی بینند که برای مخاطب شعر بگویند،مانند بودلر ورمبو درغرب .شاعری مانند نیمایوشیج شاعرشاعران است،اگرچه شعراش درباره مردم است امامخاطب اش قشرنخبه است.اما چهل سال طول می کشد که مخاطبان جدی ،شعرنیما رامی شناسند .

شمس لنگرودی دررابطه با دوگونه ابتذالی که می تواند همواره دوجریان شعری ساده وپیچیده(اگرچه این نام گذاری راقبول ندارند) راتهدید کند اضافه کرد:یک جریان ممکن است به روزنامه نویسی بیفتد ،به صورتی که هیچ خلاقیتی درکارش نباشدودیگری به هذیان گویی برسد.

خودشعر،بایدخودش رانجات بدهد،مکانیزم درون شعراین کاررامی کند.آیاشعرسهراب سپهری واقعاساده است؟نه،ساده نماست.

نویسنده تاریخ تحلیلی شعرنو درجواب این پرسش که زیبایی محصول خوانش شعراست یاجزلاینفک اثر، بعدازشرح چگونگی به وجودآمدن نظریه ی مرگ مولف ومحاصره شدن مخاطب درروایت ها،گفت:مسلما لاینفک نیست.اساس هنر،متکی به روایت درونی اثراست.بعضی ها فکرمی کنندزیبایی چیزی ست که دربیرون اثروجوددارد.شمس لنگرودی با مثالی درباره دوطرزتلقی اززیبایی ،ازدوشاعریعنی فریدون توللی وفروغ فرخزاد،وضوح بیشتری به بحث خودداد.

شمس لنگرودی درادامه وپاسخ به پرسشی درباره ی شعرروایی وشعرروایت گریز،گفت:مهدی اخوان ثالث،شاعربزرگ روایی است.اما فروغ فرخزاد این گونه نیست وساختمان شعری  اوپازل ماننداست یا روایت گریز.سپهری به عنوان مثال درشعر "مسافر"تلفیقی ازاین دواست.

دراین جلسه ازشعرکارگاهی پرسیده شد واین که مفیداست یاخیر؟ آقای لنگرودی ضمن این که کارگاه شعررا محلی برای به وجود آمدن استعدادندانست اما برای سرعت بخشیدن به یادگیری مفید دانستند.

این شاعرونویسنده درباره این موضوع وپرسش مطرح شده که اقبال مخاطبین ازشعرامروز،مربوط به شاعران است یا مخاطبان ،این اقبال راازدستاوردهای شعردهه هفتاددانست وآن رااز تاثیرضربه هایی دانست،که اکنون اثرات آن نمود پیداکرده است.

 

شمس لنگرودی افزود:اگراستقبال ازشعرشود،آیا به این معنی است که شاعران عامی هستند؟آیا حافظ وفردوسی عامی هستند؟

خیلی خوشحالم که شعرامروزداردشعرمی شودوتناسب دقیق شعری داردوبا مخاطب ارتباط حسی برقرارمی کند.جریان اصلی شعر،ازتمام جریان هااستفاده می کند.

شمس لنگرودی درباره تقسیم بندی شعر،وجایگاه  شعرزنانه ،گفت :بااین تقسیم بندی هاموافق نیستم.به نظرمن جایگاه شعرزنانه همان جایگاه شعرمردانه است.وقتی شعردوشاعربه خاطرتمایزشخصیتی دوشاعرباهم متفاوت است،طبیعی ست که به خاطرجنسیت نیزباهم فرق داشته باشند.شعرفروغ راکه می خوانیم متوجه می شویم که شاعرش زن است اما شعر پروین اعتصامی این گونه نیست.این گونه می توان بحث کردامادیگربحث هاراحاشیه روی مبتذل می دانم.

این شاعردرباره ی نیما گفت:هنرمندان نخبه گرا،مکانیسم کارشان درجه یک است.این هاشاعرسازهستند.شاملو ازتئوری های نیمااستفاده کردوراه خودش راپیداکرد.این شاعران نیمارابه عنوان استادخود می شناسند.نیما این گونه به بدنه ی شعرخوان جامعه نفوذ می کند .

درپایان این جلسه شمس لنگرودی چندشعرتازه از خودبرای جمع خواند.

 


تاريخ ثبت خبر : 13/4/1389